بایک نگه دوست ، دلم رفت
ای وای براین دل، که سامان ندارد
در سینه غمی هست ندانی
این درد پراز غم ، که درمان ندارد
خشکیده درختم که نایی نمانده
سوزم به سینه ، که افغان ندارد
بایک نگه دوست ، دلم رفت
ای وای براین دل، که سامان ندارد
در سینه غمی هست ندانی
این درد پراز غم ، که درمان ندارد
خشکیده درختم که نایی نمانده
سوزم به سینه ، که افغان ندارد